أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
181
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
باشند ، اما بايد توجه داشت كه وقتى احساسات عمومى برانگيخته شد مردم ، به فلسفهبافىها و توجيهاتى مانند آنچه من گفتم ، اعتماد نمىكنند . از آنچه گذشت ، مىتوان چنين نتيجه گرفت كه عوامل مؤثر در سقوط امويان ، متعدد بود و دولت اموى به ناچار مىبايست به نقطهء پايان خود مىرسيد . بنابراين نبايد از فرصتجويى دشمنان براى دست زدن به اقدام عليه آنان شگفت زده شد . علويان و خلافت مهمترين دشمن امويان ، جماعت علويان بودند كه هيچ گاه از آنچه آن را حق غصب شدهء خود در خلافت مىناميدند ، غافل نشدند . آنان هرگز خون ريخته شدهء امام حسين عليه السلام را فراموش نكردند . اين جماعت شاهد مهربانى مسلمانان نسبت به خود بودند ، و مىديدند كه چهرههاى برجسته و شاخص موضع مخالفت نسبت به امويان داشتند ؛ همه اينها آنان را در موضعشان تشجيع مىكرد . چنان كه حمايت شيعيانشان در عراق بر يقين آنان مىافزود . علويان در طول خلافت اموى ، هر گاه كه فرصتى پيش مىآمد جلساتى داشتند و به طور پنهانى امامت خود را به امام ديگرى از خود واگذار كردند و وقتى او در مىگذشت ، ديگرى را به جاى او مىگماشتند . در سال 96 سليمان بن عبدالملك بر بخشى از اسرار آنان واقف گرديد . وى بر ضد امام آنان كه در آن وقت ابوهاشم بن محمد بن حنفيه بود توطئه كرده او را مسموم كرد . زمانى كه ابوهاشم مرگش را نزديك ديد ، در كنارش محمد بن على بن عبدالله بن عباس ديد . بسا او را به خاطر اطمينانش ، اهل ديده ، حق خود در خلافت را به او واگذار كرد . « 1 » خلافت عباسيان بدين ترتيب اين حق از اولاد على به عموزادگان آنان از اولاد عباس منتقل گرديد . عباسى ياد شده در حوالى سال يك صد هجرى به كار انتشار دعوت در خراسان پرداخت
--> ( 1 ) . الفاطميون في مصر ، حسن ابراهيم حسن ، 38 . اين مطلبى بود كه عباسيان تبليغ كردند تا به اين طريق « امامت » مورد ادّعاى ابوهاشم را از خاندان « على » به خاندان « عباس » منتقل كنند و از اين طريق مشروعيت كسب كنند . « ج »